نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 16923
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 1 تیر 1394
1 تیر 1394

اتفاق عجیبی که در عملیات «کربلای 4» افتاد

دسته بندی: مقالات

جنازه‌های شهدای غواص داخل کانال‌ها و دیگر جاها افتاده بود و در بیرون هم بسیاری از کشته های عراقی و بعضا شهید خودی، اما خبری از حتی یک نفر نیرو (چه خودی و چه دشمن) نبود.
شناسه خبر : 13522 تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۲۹
 ---------------------------------------------------------------------
 

 
 
عملیات کربلای 4 از جمله عملیات های ناموفق هشت سال جنگ تحمیلی بود که اگر چه رزمندگان اسلام با همه وجود جنگیدند اما اهداف تصرف نشد و شهدای بسیاری را تقدیم اسلام کرد.

در این عملیات بیشترین شهدا از غواص ها بودند. روایتی از این عملیات را که برشی از کتاب اخراجی هاست خواهید خواند. این کتاب مجموعه خاطرات شهید حاج احد محرمی علافی(دایی) از بچه های اطلاعات عملیات لشکر 31 عاشورا بود و سال 89 به دلیل جراحت های شیمیایی به شهادت رسید.

مرخصی‌ام بیشتر از بیست روز طول نکشید. احمد گفته بود برو استراحت کن؛ ولی چه استراحتی! من خستگی‌ام در جبهه از تنم در می‌رفت. روزهای مرخصی به خون دل‌خوری از دیدن وضعیت بی‌تفاوت‌های مفت خور و مرفه پشت جبهه (تبریز) می‌گذشت و شب‌هایش به حضور در پایگاه مقاومت محل (مسجد شهید بهشتی- خیابان آبرسان) که بیشترش کنترل نگهبانی بود و گذاشتن «ایست- بازرسی» در خیابان‌ها که دنبال ضد انقلاب‌ها بودیم تا انقلاب را مثل موریانه از درون نپوشانند و جلوگیری از به راه افتادن فسق و فجور که اهلش مترصد بودند تا ماها یک لحظه غافل بشویم تا سوار  خر مراد شوند و آن‌وقت برایشان هیچ چیز فرق نمی‌کرد؛ اما برای ماها چرا، که پیام‌آور خون‌هایی بودیم که سنگینی رسالتش هر لحظه روی دوشمان سنگینی می‌کرد و دلمان نمی‌خواست کمر خم کنیم.
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 7887
  • نويسنده: kamkidaghmiyabi
  • تاريخ: 29 اردیبهشت 1394
29 اردیبهشت 1394

شهیدزین العابدین مسعودی

دسته بندی: شهیدزین العابدین مسعودی

[ یادمان ومحل شهادت شهدای لاجوردی،مسعودی،رئیس اسماعیلی دربازارطهران]
شهیدزین العابدین مسعودی
 
 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)  
جهت مشاهده ادامه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ابر تگ‌ها: miyab.ir

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9409
  • نويسنده: kamkidaghmiyabi
  • تاريخ: 29 اردیبهشت 1394
29 اردیبهشت 1394

شهدای میاب

دسته بندی: خبرها

    

  لاله های سرخ روستای میاب ومیزاب 

 

 

         (شهرستان مرند) 
                              

                                       

 

 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)

ش ش ش ش
     شهید محمدعلی ربیعی       شهید ناصرسجیعی        شهید نادرسجیعی  شهید زین العابدین مسعودی
ش شهید ش شهید
      شهید جبرائیل ملتی     شهید شمس اله فتاحی        شهید حسین فتاحی         شهید ناصرصدقی
ش ش ش ش
        شهید محمد رفتاری      شهید عباس علیوندمرند       شهید علی ضیایی       شهید حسین استادی
ش ش معلم شهیدعسگریوسفی میاب شهیدحسن علیپوراقدم
     شهید داریوش فتوحی     شهید اسرافیل مختاری     معلم شهید عسگریوسفی      شهید حسن علیپوراقدم
ش شهیدمحمدرضاعیوض پورمیابی شهیدعبدالرحمان رفتاری شهیدفرشید(حسین)علی زاره میاب
       شهید هاشم گودرزی   شهید محمدرضاعیوض پور    شهید عبدالرحمن رفتاری      شهید فرشیدعلی زاده
ش شهیدعلی فرجی میزاب ش شهیدعلی اصغرفلاح خانه سر
شهید حسین صادق زاده میزاب     شهید علی فرجی میزاب       شهید قریب فراستی  شهید علی رضا فلاح خانه سر
       


ابر تگ‌ها: miyab.ir

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 13404
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 22 اردیبهشت 1394
22 اردیبهشت 1394

اگر شهید نشویم میمیریم

دسته بندی: مقالات

 
 
 
ﺧــــــــــﺪﺍﯾــﺎ؛
صفحه ی ﺁﺧﺮ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎمهﺍﻡ ﺭﺍ اینگونه می ﺧﻮﺍﻫﻢ... "به فیض شهادت نائل شد"

ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ که ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻫﺴﺖ؟!
ﺭﺍﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ که بسته نیست ، ﻫﺴﺖ؟!
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فے سبیلک بحق الحسین
تا حرف شهادت می زنم،

فرشته ها می زنند

زیر خنده...! حق دارند... تصادف، بیمارستان،مرگ عادی

سزای چون منی است.. اما... این که نشد پایان!

خداوندا،انتهای قصه ام را سرخ بنویس

یادمان باشد اگر شهید نشویم
باید بمیریم..
 
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 5076
  • نويسنده: shahid
  • تاريخ: 19 اردیبهشت 1394
19 اردیبهشت 1394

خاطرات روزانه شهید مجید قاصدی قسمت هشتم

دسته بندی: شهید مجید قاصدی

 
 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
 
 
امروز مدت20روز است که ما در چادرها گذرانده‌ایم و امروز ما را به خط کرده و سازماندهی شدیم ولی امشب اتفاق جالبی  افتاد وآن اینکه شب بعداز شام و یک کلاس رساله که داشتیم رفتیم و خوابیدیم که باران
شدیدی شروع به باریدن کرد و نیمه‌های شب ما را از خواب بیدار کرد چون آب به داخل چادر نفوذ کرده بود و ما را خیس کرده بود من که بینی‌ام گرفته بود و شدیداً ادرار داشتم وزیرم هم خیس شده بود از خواب بیدار شدم ولی حوصله بلند شدن را نداشتم و بلاخره هر طور بود بلند شدم و به توالت رفتم و درب آن که رسیدم یکی از بچه‌ها به من گفت آیا شما اسهال نگرفته‌اید من که از همه جا بی‌خبر بودم گفتم نه ولی شدیداً سرما خورده‌ام(لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید....)
 
 
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 5169
  • نويسنده: shahid
  • تاريخ: 19 اردیبهشت 1394
19 اردیبهشت 1394

خاطرات روزانه شهید مجید قاصدی قسمت هفتم

دسته بندی: شهید مجید قاصدی

 
 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
 
 امروز به خطمان کرده و می خواستند به یک پیاده روی بروند هنوز مقدار زیادی راه نرفته بودیم که به محوطه‌ای رسیدیم که چند تا چادر در آن بود که ناگهان فرمانده گفت بروید و وسایل خود را برداشته و برگردید و ما برگشتیم و وسایل خود را آوردیم و به هر ده نفر یک چادر دادند ما که آخرین نفرات بودیم و چهار نفر بودیم اضافه آمدیم و چون می‌خواستم با هم باشیم جایی را نیافتیم و نزدیک بود ما را در چادرها پخش کنند که یک چادر خالی پیدا کردیم و رفتیم در آن

مدتی نگذشته بود که یک نفر آمد و گفت که اگر جا دارید من هم بیایم که گفتیم بیا اسمش خالصی بود با هم شروع کردیم به تمیز کردن چادر که یک دفعه دیدیم نیست(لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید....)
 
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 10792
  • نويسنده: shahid
  • تاريخ: 19 اردیبهشت 1394
ويرايشگر: Arashkhosravi
19 اردیبهشت 1394

خاطرات روزانه شهید مجید قاصدی

دسته بندی: شهید مجید قاصدی

 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
.
.
.
.
.
(لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید....)
 
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 5784
  • نويسنده: sh.mashal
  • تاريخ: 11 اردیبهشت 1394
11 اردیبهشت 1394

تقوای شهید 13 ساله

دسته بندی: شهید مجید آینه بند

باسمه  تعالی
 
 
(این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)

« شهید مجید آینه بند »  در سیزده سالگی به شهادت رسید. وی در این سن کم ، علاوه بر هوش سرشار و فعالیت های علمی ، رعایت اخلاق و آداب اسلامی را نیز می نمود.

هرچند هنوز دستورات دینی بر او واجب نشده بود ولی  هیچگاه به نا محرم  نگاه نمی کرد . و زمان روبرو شدن با نامحرم سرش را پائین می انداخت . هر گاه  به جایی وارد می شد و میدانست که نامحرم وجود دارد و یا  زمانی که  به منزل می آمد ، چون احتمال میداد که نامحرمی آمده باشد،  بلند می گفت :« یا الله ».

مادر« شهید مجید آینه بند» میگوید:

روزی به منزل آمد و زن عمویش  مهمان ما بود و در اتاق بدون حجاب نشسته بود.


ابر تگ‌ها: شهید مجید آینه بند – شهید – حجاب – چادر – چشم – تقوی – ایمان – شیطان – زهر – نامحرم -

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9502
  • نويسنده: sh.mashal
  • تاريخ: 3 اردیبهشت 1394
3 اردیبهشت 1394

« خنده و گریه » ، از شهید محمد مشعل

دسته بندی: شهید محمد مشعل, مقالات

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

(این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)   

«  گریه و خنده  »


 هر گاه  انسان ، غمناک  بشود و اشک از چشمانش جاری شود ، می گوییم گریه کرده است . و شاید بشود گفت که خنده ، درست عکس گریه است ، ولی این حرف ، همیشه صحیح نیست. چون بعضی ها وقتی خبر خوشی را می شنوند ، می خندند و بعضی ها گریه می کنند . نوزادان و بچه های کوچکی که نمی توانند حرف بزنند ،  یا هر گاه نتوانند از خود یا حقشان دفاع کنند ، گریه می کنند. بچه کوچک ، وقتی گرسنه می شود ،گریه می کند . وقتی انسان جایی از بدنش سخت درد بگیرد، گریه می کند.


ابر تگ‌ها: مادران شهدا – غمگین – گریه – گناه – توبه – خنده – غفلت – صبر- دوری

^
 
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • 1 2 3
    جهت حمایت از وب سایت شهدا روی 1+ کلیک کنید: