نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 12170
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 25 مهر 1394
25 مهر 1394

ﺷﻮﺥ ﻃبعی بی‌نظیر ﻳﮏ شهید ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺧﺮ...

دسته بندی: شهید گمنام, مقالات

 
 
ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﮔﺮ: ﺗﺮﮐﺶ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ سینه‌اش ﺭُﻭ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ.

 ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ می‌کرﺩ.
 
 
 ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭُﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻی ﺳﺮﺵ.

 ﺩﺍﺷﺖ آﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺴﺎﺷﻮ می‌زﺩ.

 ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ آﺧﺮ ﭼﻪ ﺣﺮفی ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭی.

 ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﻣﻴ‌‌ﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗتی ﺑﺮﺍی ﺧﻂ مقدم ﮐُﻤﭙُﻮﺕ می‌فرستن،

 ﻋﮑﺲ ﺭُﻭی ﮐﻤﭙﻮﺕﻫﺎ ﺭﻭ ﻧَﮑﻨﻦ!

ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺿﺒﻂ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ، ﻳﻪ ﺣﺮﻑِ ﺑﻬﺘﺮی ﺑﮕﻮ.

 ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻨﺎﺯی ﮔﻔﺖ: آﺧﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭنی، ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﻢ، ﺭُﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺍﻓتاده...!

 و لحظاتی بعد چشمانش را بست، لبخندی زد و شهید شد............"

شهید رضا قنبری، معروف به "شهید خندان"تهران سال 1364
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 12432
  • نويسنده: sh.mashal
  • تاريخ: 26 تیر 1394
26 تیر 1394

با سلاح چادر به جنگ صهیونیست ها آمده بودند

دسته بندی: مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم
 
  
(این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
 


ابر تگ‌ها: جنگ با صهیونیست - روز قدس - چادر - دختران ایرانی - شب قدر - بیداری -

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 10415
  • نويسنده: sh.mashal
  • تاريخ: 13 تیر 1394
13 تیر 1394

« شهید اصغر گندمکار » ، در نوشته شهید علم الهدی

دسته بندی: مقالات

 
 
 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
 
در دل سنگر با خود سخن مي‌گويم: راستي چه خوب از اين فرصت استفاده كنم و با قرآن آشنا شوم. آيات خدا را بخوانم و بعد حفظ كنم و سپس زمزمه كنم و بعد سرود كنم و بعد شعار زندگي كنم، باشد تا اين دل پر هيجان و طپش را آرامش دهد. و بعد با آن براي خود توشه بسازم و توشه را راهي گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم.

آيات جهاد را شهادت، تقوي، ايمان، ايثار، اخلاص، عمل صالح و … همه را پيدا كنم و سنگرم كلاس درسم باشد. و سنگرم ميعاد‌گاه ملاقاتم با خدا شود. سنگرم محرابم گردد، سنگرم خانه اميدم گردد و سنگرم قبله دومم گردد. از فردا حتماً بيشتر قرآن خواهم خواند. در دل سنگر با خدا سخن مي‌گويم.

ابر تگ‌ها: شهید اصغر گندمکار- شهید گندم کار- قرآن - سرود- نوحه- علم الهدی-سوسنگرد- اهواز- پاسدار- جنگ- جبهه- دفاع مقدس-نیایش

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 18117
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 1 تیر 1394
1 تیر 1394

اتفاق عجیبی که در عملیات «کربلای 4» افتاد

دسته بندی: مقالات

جنازه‌های شهدای غواص داخل کانال‌ها و دیگر جاها افتاده بود و در بیرون هم بسیاری از کشته های عراقی و بعضا شهید خودی، اما خبری از حتی یک نفر نیرو (چه خودی و چه دشمن) نبود.
شناسه خبر : 13522 تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۲۹
 ---------------------------------------------------------------------
 

 
 
عملیات کربلای 4 از جمله عملیات های ناموفق هشت سال جنگ تحمیلی بود که اگر چه رزمندگان اسلام با همه وجود جنگیدند اما اهداف تصرف نشد و شهدای بسیاری را تقدیم اسلام کرد.

در این عملیات بیشترین شهدا از غواص ها بودند. روایتی از این عملیات را که برشی از کتاب اخراجی هاست خواهید خواند. این کتاب مجموعه خاطرات شهید حاج احد محرمی علافی(دایی) از بچه های اطلاعات عملیات لشکر 31 عاشورا بود و سال 89 به دلیل جراحت های شیمیایی به شهادت رسید.

مرخصی‌ام بیشتر از بیست روز طول نکشید. احمد گفته بود برو استراحت کن؛ ولی چه استراحتی! من خستگی‌ام در جبهه از تنم در می‌رفت. روزهای مرخصی به خون دل‌خوری از دیدن وضعیت بی‌تفاوت‌های مفت خور و مرفه پشت جبهه (تبریز) می‌گذشت و شب‌هایش به حضور در پایگاه مقاومت محل (مسجد شهید بهشتی- خیابان آبرسان) که بیشترش کنترل نگهبانی بود و گذاشتن «ایست- بازرسی» در خیابان‌ها که دنبال ضد انقلاب‌ها بودیم تا انقلاب را مثل موریانه از درون نپوشانند و جلوگیری از به راه افتادن فسق و فجور که اهلش مترصد بودند تا ماها یک لحظه غافل بشویم تا سوار  خر مراد شوند و آن‌وقت برایشان هیچ چیز فرق نمی‌کرد؛ اما برای ماها چرا، که پیام‌آور خون‌هایی بودیم که سنگینی رسالتش هر لحظه روی دوشمان سنگینی می‌کرد و دلمان نمی‌خواست کمر خم کنیم.
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 14554
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 22 اردیبهشت 1394
22 اردیبهشت 1394

اگر شهید نشویم میمیریم

دسته بندی: مقالات

 
 
 
ﺧــــــــــﺪﺍﯾــﺎ؛
صفحه ی ﺁﺧﺮ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎمهﺍﻡ ﺭﺍ اینگونه می ﺧﻮﺍﻫﻢ... "به فیض شهادت نائل شد"

ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ که ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻫﺴﺖ؟!
ﺭﺍﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ که بسته نیست ، ﻫﺴﺖ؟!
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فے سبیلک بحق الحسین
تا حرف شهادت می زنم،

فرشته ها می زنند

زیر خنده...! حق دارند... تصادف، بیمارستان،مرگ عادی

سزای چون منی است.. اما... این که نشد پایان!

خداوندا،انتهای قصه ام را سرخ بنویس

یادمان باشد اگر شهید نشویم
باید بمیریم..
 
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 10208
  • نويسنده: sh.mashal
  • تاريخ: 3 اردیبهشت 1394
3 اردیبهشت 1394

« خنده و گریه » ، از شهید محمد مشعل

دسته بندی: شهید محمد مشعل, مقالات

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

(این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)   

«  گریه و خنده  »


 هر گاه  انسان ، غمناک  بشود و اشک از چشمانش جاری شود ، می گوییم گریه کرده است . و شاید بشود گفت که خنده ، درست عکس گریه است ، ولی این حرف ، همیشه صحیح نیست. چون بعضی ها وقتی خبر خوشی را می شنوند ، می خندند و بعضی ها گریه می کنند . نوزادان و بچه های کوچکی که نمی توانند حرف بزنند ،  یا هر گاه نتوانند از خود یا حقشان دفاع کنند ، گریه می کنند. بچه کوچک ، وقتی گرسنه می شود ،گریه می کند . وقتی انسان جایی از بدنش سخت درد بگیرد، گریه می کند.


ابر تگ‌ها: مادران شهدا – غمگین – گریه – گناه – توبه – خنده – غفلت – صبر- دوری

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9315
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 4 فروردین 1394
4 فروردین 1394

درباغ شهادت باز باز است...

دسته بندی: مقالات

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9602
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 1 فروردین 1394
1 فروردین 1394

بی ریا ترین سفره هفت سین

دسته بندی: مقالات

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 7151
  • نويسنده: Arashkhosravi
  • تاريخ: 23 اسفند 1393
23 اسفند 1393

"شهـــــــــا دت " ...

دسته بندی: شهید گمنام, مقالات


صفحه قبل صفحه بعد
 
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • 1 2 3
    جهت حمایت از وب سایت شهدا روی 1+ کلیک کنید: