» » شهیدقریب علی فراستی(میاب)
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 13744
  • نويسنده: kamkidaghmiyabi
  • تاريخ: 13 تیر 1394
13 تیر 1394

شهیدقریب علی فراستی(میاب)

دسته بندی: شهیدقریب علی فراستی

نامه هاي شعله ور

زندگي نامه شهيد قريب علي فراستي

Image

 (این مطلب توسط اعضای سایت ارسال شده است)
 
شهيد قريب علي فراستي(مياب)

تاريخ تولد: ۱۳۴۰/۵/۱۹

محل تولد : روستاي مياب از توابع شهرستان مرند

تاريخ شهادت : ۱۳۶۱/۲/۲۰

قريب علي فراستي در سال ۱۳۴۰ در خانواده اي معتقد و اهل تقوا در مرند ديده به جهان گشود و از همان ابتداي زندگي با قشر محروم جامعه آشنا و همراه شد.

قريب علي دوره ابتدايي را در زادگاهش به پايان رساند بعد از دوره ابتدايي همراه خانواده راهي تهران شد و از سال ۱۳۵۱ به بعد در رشته ورزشي فوتبال دروازه بان حرفه اي در منطقه قرچك – ورامين به شمار مي رفت . در سال ۱۳۵۹ با دختر داييش ازدواج كرد و پس از آن به خدمت سربازي رفت پس از دوره آموزشي در خط مقدم جبهه روغابيه، خرمشهر و … با شجاعت با دشمن جنگيد و زمانيكه فقط از خدمتش پنج ماه مانده بود ….

اين جهادگر بزرگ سرانجام در تاريخ ۱۳۶۱/۲/۱۵ در عمليات بيت المقدس در حين آزادسازي خرمشهر به مقام رفيع شهادت نايل شد و در ۲۰ ارديبهشت ماه ۱۳۶۱ در بهشت زهرا در كنار همرزمانش آرميد.

هوشمندي ، بصيرت ، شجاعت و قاطعيت از ويژگي هاي بارز اين شهيد والا مقام شهيد قريب علي فراستي بود . 

 

 

 نمونه اي از دست نوشته هاي شهيد قريب علي فراستي:

چهارشنبه۶۱/۲/۱۵ساعت در حدود۵بعدازظهر است كه به اتفاق چند تن از دوستان هم سنگري و همه با هم در روي خاك هاي آزاد شده از دست عراقي ها نشسته ايم و منتظر ساعت۱نيمه شب هستيم قرار است حمله آغاز شود .
حال،دارد باران مي آيد و ما هيچ سرپناهي نداريم  كه از بارش باران در امان باشيم . شايد اين باران امشب خيلي كمكمان كند . ساعت يك شب حمله ديگري داريم كه به اميد خدا و رمز ياعلي مدد اين چند كيلومتر خاكمان را هم از دست اين مزدوران عراقي پس خواهيم گرفت. در حدود يك هفته است كه حمام نرفته ايم و هرروز در خاك هاي اينجا غلت خورديم و دراز كشيديم ولي با تمام اين وجود باز هم اينجا را دوست داريم و اين نوع كارها را ،چون اينجا يك حال و هواي ديگري دارد. اگر وضع زندگيمان اين اجازه را به ما مي داد تمام طول عمرمان را در اينطور جاها مي گذرانديم و در اين راه ها خدمت مي كرديم . چون كار براي خدا و خلق خدا هيچ وقت خستگي نمي آورد.
اگر امشب هم حمله كنيم اين سومين حمله است كه در آن شركت مي كنيم .
حمله اول شوش دانيال ،حمله دوم روغابيه ،حمله سوم هم خرمشهر ،به خدا قسم كه مثل آن دو ديگر پيروز مي شويم. چون خداوند وحضرت علي (ع) با ماست و راهنمايمان .
باران دارد بند مي آيد ولي آسمان هنوز پر از ابرهاي سياه گرفته است . از خانه و خانواده ام هيچ خبري ندارم از خدمتم درست ۵ماه ديگر مانده تا تمام شود .
دلم براي خانه و خانواده و همسرم خيلي تنگ شده است. هيچ نامه اي از خانواده ام به دستم نرسيده شايد هيچ وقت هم نرسد . چون وضع مان معلوم نيست نه گروهاني و نه گرداني ونه حتي نامه رساني .
هر وقت حمله اي داريم به اين فكر ميكنم كه اگر به اميد خدا شهيد شوم همسرم و خانواده ام چه خواهند كرد و يا چه عكس العملي از خود نشان مي دهند . خسته هستم دوستانم رفتند تا براي امشب آماده شوند من هم بايد كارهايم انجام بدم و آماده شوم تفنگم خراب شده رگبار نمي زند و فقط تك تير مي زند بايد آن را هم درست كنم.

به اميد خدا
ومن الله توفيق

Untitled-1

Untitled-2

Untitled-3 Untitled-4 Untitled-5 

Untitled-6

منبع:پرتال خبري تحليلي اطلاع نيوز

  توجه انتشار مطلب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد_سپاس… 

ابر تگ‌ها: میابدان بیرسس - سیمای میاب کندی

شما وارد سايت نشده ايد.
اگر تاکنون ثبت نام نکرده ايد اينجا کليک کنيد.

ارسال نظر

نام:*
ايميل:
متن نظر:
کد امنيتی: *
^
 
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • 1 2 3
    جهت حمایت از وب سایت شهدا روی 1+ کلیک کنید: